سازمان سینمایی؛ بایدها و نباید ها...!
امروز همه خانواده سینما از تشکیل سازمان برای سینمای کشور سخن میگویند ،هر چه باشد برگ زرین کارنامهٔ مدیریت سینمایی شمقدری در حال ثبوت و ظهور است ، سینماگران پشت دربهای بسته با متولیان شور کرده اند و متخصصان حاضر و مشاوران سابق و برخی دست اندر کاران غایب! و مخالفان ثابت !
از بایدها و نبایدها میگویند و این که ساز و کار سازمان در پی تشکیل چه باید باشد ،در اشارات پراکندهٔ جماعت همکار و هم دغدغه، کمتر از توجه غیر ویترینی به بخش بینالملل سینما این سازمان سخن به میان آماده و این که اساسا تکلیف بخش بینالملل در چارت سازمانی سازمان یاد شده چه گونه خواهد بود ،این در حالی است که سالیان سال سینمای ایران در این امر پر از موازی کاری و نقصانهای ناشی از سلایق خود محور مدیران میانی در این مسیر بوده است .
تمامی دوایر و بخشهای زیر مجموعه سینمای کشور ساز بینالملل خودشان را زده اند و میزنند ،بنیاد فارابی بخش بینالملل خود را دارد که پر کار تر و پر سابقه تر از سایرین با نگاهی مشخص به حضور جشنواره یی فیلمها و مدعوین جشنوارهها و میزبانی میهمانان خارجی و البته چاپ کاتالوگهای نفیس به زبان انگلیسی از محصولات سالانهٔ سینمای ایران بسنده کرده است .مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز با مدیریتی جداگانه تقریبا مثل فارابی عمل کرده و در مراحلی سعی کرده همسو با مدیران پیش کسوت بینالملل فارابی باشد .ا
نجمن سینمای جوانان نیز برای خودش بخش بینالملل دارد و عمدهٔ فعالیت این بخش در ارسال تولیدات به خارج (فقط در قالب جشنوارهها ) و میزبانی از فیلمسازان خارجی مشتاق و علاقه مند و تا قدری همسو با نگاه فیلم سازان ایرانی در فستیوال فیلم کوتاه تهران بوده است و ثبت و ضبط پیام این قبیل میهمانان خارجی مشتاق به فرهنگ ایران در ارائه گزارش پس جشنوارهٔ دبیران جشنواره و صد البته اعلام آمار و ارقام آثار رسیده به دفتر جشنواره که هر سال چندین برابر سالهای قبل بوده است.
اما بخش بینالملل سینما تنها در همین نقاط فعال خلاصه نمیشود ،بلکه معاونت سینمایی برای خود یک مشاور بینالملل با پشتوّانهٔ کار اجرائی و آشنا به سیاستهای خارجی دارد که جنبهٔ تکمیلی سیاست خارجی معاونت قلمداد میشود و با برگزاری برنامههایی چون حضور سینماگران مصری در ایران و برقراری تفاهمات دو سویه فرهنگی اعتقادی مشترک فعّالیتی مستمر داشته است.
موسسه رسانههای تصویری نیز علاوه بر عرصه عرضهٔ ویدئو رسانه و نمایش خانگی برای خود بخش بینالملل دارد که اخیرا در پی سلایق مدیر عامل خود از پس رایزنی با رایزنان فرهنگی ایران در سایر کشورها هفتههای فیلم برای ایرانیان خارج از کشور برگزار مینماید و همچنین با حضور در بازارهای جهانی فیلم، فیلمهای شبکهٔ خانگی را (چه تولیدات خود و یا خریداری شده از تهیه کنندگان خصوصی)به عرصهٔ فروش خارجی نزدیک میکند و به حق کوشا تر و حرفهای تر از دیگران به نمایش فیلمها در خارج از کشور توجه دارد .
نا گفته نماند یک مدیرکل هم در معاونت سینمایی حضور دارد ،مدیرکل امور جشنوارهها و مجامع بینالملل معاونت سینمایی که همانطور که از عنوانش بر میاید دغدغه ایجاد بستر مناسب در مجامع و جشنوارههای خارج و داخل سینمای ایران را دارا است و در این راه ضمن ابتکار و نو آوری در بخش جشنوارههای ایرانی خارج از کشور و ارتقای کیفی جشنوارههای داخل کشور میکوشد .
با این همه بخش فعال در بخش بینالملل سینمای ایران هنوز تصویری از کیفیت بخش بینالملل سازمان سینمایی و نحوهٔ فعالیت این زیر گروه یا معاونت به طور مشخص و فراخور تکمیل بایدها و نبایدها دیده نمیشود و به بحث گذاشته نشده ،به عنوان کسی که بیش از یک دهه از عمر خود را به صورت شبانه روزی در این بخش بینالملل با بضاعت مزجات خود فعّالیتی مداوم داشتهام یاد آوری چند نکته را در این برهه سرنوشت ساز مفید میدانم ،قبل از هر موضوع ثبت جهانی فیلمها و محصولات سینمایی که تمامی مدیران سینمایی و تهیه کنندگان مستقل چند سالی است بحثش را میکنند نیاز به حرکتی خارج از بدنهٔ سینما دارد .
به طور مثال تعدادی از فیلمها از طریق نمایندگان تهیه کنندگان در خارج از کشور به ثبت قانونی و کپی رایت رسیده است .
بیش از۷۰ فیلم سینمایی در سالهای اخیر توسط پرشیافیلم و بنده حقیر ثبت کپی رایت شده است چرا که به دلیل عدم عضویت ایران در جامعه کپی رایت جهانی فیلمهای ایرانی ضمن صادرات به سایر کشورهای عضو کپی رایت میتوانند تحت عنوان واردات سینمایی یک یا چند موسسه مستقر در این قبیل کشورها به ثبت کپی رایت برسند،طبیعی است پس از ثبت این گونه کپی رایتها حقوق این آثار به رسمیت شناخته میشود و در صورت بروز هر گونه تخلف در دادگاههای کشور محل کپی رایت میتوان اقامهٔ دعوا کرد و بعضا پس از اثبات تخلف اخذ خسارات احتمالی را به همراه داشت .
نکتهٔ بعدی کنترل و نظارت به بخش جشنوارهها است ،امروزه دیگر مثل سابق نیست که جشنوارههای جهانی از موسسات معتبر شناخته شده یی مثل فارابی فقط فیلمها را بگیرند ،بلکه در کنار پیشرفت عرصه تکنولوژی نوین جهانی و استفاده از اینترنت هر فیلم سازی میتواند فیلمش را به هر فستیوالی که میخواهد ارسال کند و ارتباطی تنگا تنگ با فستیوالها داشته باشد و اصطلاحا فستیوالها از هر دستی فیلم میگیرند ،این موضوع مشکلات و مسائل جدیای برای سینمای ایران به همراه داشته است و بعضا فیلمهایی به عنوان نمایندهٔ ایران سر از جشنوارههای خارجی در آوردند که نتنها نمایندهٔ مناسبی برای ایران نبودند بلکه تصویری جعلی از فرهنگ و موضوعات ایران ارائه کردند و یا بعضا به دلیل محتوا و ساختار غیر مناسب موجب انزوای فرهنگی -هنری شدند و آفات سیاسی جشنواره پسند در کنار محتوا و ساختار ضعیف این گونه فیلمها متولد شد و متأسفانه بی شمارند فیلم سازانی که برای شرکت در جشنوارهها و گرفتن جوایز فیلم میسازند.
نکتهٔ قابل طرح دیگر پرداختن به موضوع سفیران بینالمللی است که هرگز در دستور کار سینما و متولیان قبلی نبوده است .
هیچ کجای جهان ،سینمای ایران سفیران فرهنگی -هنری مناسبی نداشته است ،بلکه در عوض ایرانیانی بوده اند که در استخدام جشنوارههای خارجی بوده اند و همه ساله به ایران دعوت شده اند و پس از پذیرایی مفصل در فجر یا فستیوال کودک سفارشات و سلائق جشنوارهٔ خود را به فیلم سازان ایرانی ارائه کرده اند و بیشتر سفیر خارج بودند در ایران تا سفیر ایران در جشنوارههای خارجی!! موضوع دیگر حضور سینمای ایران در دنیای مجازی است که از اولین روز مدیریت شمقدری به آن امید بستهام و در قالب طرحی کامل تحت عنوان آی پی تی وی سینمای ایران به ایشان و آقای خانیان ارائه کردم و در فراتر با مدیر عامل مؤسسه رسانههای تصویری مباحث اولیه راه اندازی این پروژه را به برسی نشستیم و امید میرود در آیندهٔ نزدیک سازمان سینمایی به این مهم مجهز شود توضیحات فنی این طرح در حوصلهٔ این مقال نمیگنجد اما بنده حاضرم برای جزئیات این طرح و ۵۰% از پیشرفت حاصل شدهٔ و نتایج شخصی قابل قبول اگر تمایلی باشد حسب تکلیف به هر پرسشی پاسخگو باشم .
نکتهٔ بعدی، پس از برگزاری جشنوارههای ایرانی در خارج از کشور و دست آوردهای مختلف این جشنوارهها آنچه را که از نزدیک شاهد بودیم رویکرد مثبت و علاقهٔ رجعت فرهنگی خانوادههای ایرانی به هنر سینما و فرهنگ ایرانی بوده است و تماس مستقیم و چهره به چهرهٔ سینماگران ایرانی با هموطنان دور از وطن در راستای رفع خیلی از سو تفاهمات زاییده فضای خارج از کشور، پی آمد مثبت و امیدوار کننده ایجاد وحدت و پیوند فرهنگی عمیق بوده است .
نکتهٔ دیگر که معضل این سالها بوده است پیشرفتها و فعالیتهای فرادا و فردی و همچنین فعالیتهای مناسب فردی در این حوزه به اتفاق و هدفمندی و تقویت منتهی نشده و در حد تک رویهای پر زحمت یاد آور مثل قدیمی یک دست صدا ندارد بوده است ،واین قبیل حرکتها یا به خستگی فردی منجر شده و یا دل سردی و دل زدگی برای عناصر صادق و کوشا که راه سخت کار دولتها را با توان فردی تا نیمه پیموده اند به همراه داشته است.
آنچه مسلم است و انتظار میرود این است که تشکیل سازمان سینمایی در ایجاد پیوند مناسب بین زیر شاخهها و بخشهای بینالمللی فعلی کار ساز بوده و از بروز سلیقههای غیر متخصص و موازی کاری پرهیز نماید و ضمن برنامه ریزی صریح روی موارد فوق و بسیاری موضوعات مهم دیگر که به اطالهٔ کلام میانجامد و حتما مدیران حاضر به آن اندیشه میکنند ، بخش بینالملل را هم تراز بخش داخلی سینمای ایران در دستور کار و اهمیت قرار دهد .
چه بسا نیاز آن میرود به دلیل سالها فعالیت ظاهری این بخش از سینما ،این بخش را به اهمیت کلان در دستور فوقالعاده و ویژهٔ کاری قرار دهند ،به امید اینکه حالا که دست درد آشنا از آستین با کفایتی بیرون آمده این دغدغه که شب و روز خیلیها است سامان بگیرد و آنطور که باید تجلی یابد نه آنطور که نباید.