جریمه یک شبکه تلویزیونی به دلیل پخش برنامه مرتبط با پ.ی‌بوی در طول روز

آفکام، نهاد ناظر بر رسانه های در بریتانیا، شبکه تلویزیونی E را به دلیل پخش چند قسمت از "دخترهای کاخ پلی بوی" در طول روز، مبلغ ۴۰هزار پوند جریمه کرد.

چند قسمت از این سریال روز ۲۷ دسامبر ۲۰۱۱ در بریتانیا پخش شد. به گفته آفکام lمحتوای این برنامه‌ها "برای پخش در ساعات غیر دیروقت، نامناسب بوده است."

آفکام گفته است که با توجه به تعطیلات سال تحصیلی کودکان و کوتاه تر بودن روزها، این احتمال وجود داشته است که کودکان این برنامه ها را ببینند.

بر اساس قوانین بریتانیا، کودکان باید با برنامه ریزی مناسب در زمینه ساعات پخش برنامه ها، مورد حمایت قرار گیرند.

بر اساس تحقیقات آفکام که در ۲۳ آوریل ۲۰۱۲ منتشر شد، قسمت های پخش شده برنامه "دخترهای کاخ پلی بوی"، "به وضوح برای کودکان نامناسب بوده است."

بر اساس این گزارش، این قسمت ها حاوی "سکانس های طولانی برهنگی" بوده اند، هر چند که شبکه E، بخش هایی از بدن ها را تار کرده بوده است.

آفکام اضافه کرده است که پیش از پخش این قسمت ها، هیچ گونه هشداری هم به بیننده ها داده نشده بود.

یک سخنگوی تلویزیون E گفت که این کمپانی از نقض استانداردهای بریتانیا متاسف است.

این شبکه تلویزیونی پیش از این نیز دو بار به دلیل پخش برنامه های نامناسب برای کودکان و کلمه های توهین آمیز در طول ساعات روز و پیش از وقت مناسب، دچار مشکل شده بود.

قانونگذاران پخش برنامه های تلویزیونی گفته اند که خطای این شبکه جدی است و پیش از این نیز تکرار شده و به همین دلیل باید جریمه نقدی بپردازد.

cc

به نام خدا

نماهنگ اذان/فلسفه‌ي خلقت از ميلاد تا ميعاد/ فلسفه‌ي خلقت از حضور تا حضور

الل

ادامه نوشته

۱۰جمله‌اي كه زندگي كاري شما را ويران مي‌كند

«كلمه‌ها بسيار اهميت دارند چراكه نه تنها شخصيت شما را به ديگران نشان مي‌دهند بلكه طرز فكر ديگران درمورد شما را شكل مي‌دهند.» اين جمله‌اي است كه «كارن فرايدمن» نويسنده كتاب «خفه شو و چيزي بگو!» مي‌نويسد. اين كتاب به بررسي استراتژي برقراري ارتباط در محل كار مي‌پردازد. «اگر شما چهره‌اي مثبت به خود بگيريد قطعا توجه ديگران را جلب خواهيد كرد.»
به گزارش افکارنیوز به نقل از اقتصادایران آنلاین، «تفاوت ميان جمله «تقريبا درست است» با «درست است» آنقدر بزرگ است كه به تفاوت ميان كرم‌شب‌تاب و رعد و برق مي‌ماند.» معناي اين جمله‌ «مارك تواين» را وقتي بهتر درك مي‌كنيم كه بدانيم گفتن بعضي جمله‌ها در كار چقدر مي‌تواند ويرانگر باشد. فرقي نمي‌كند شما كارمند باشيد يا مشتري يا جزو مقامات بلندپايه؛ اين كلمات شما هستند كه به شما و شخصيت كاري‌تان رنگ و رو مي‌دهند.

به گزارش اقتصادایران آنلاین «كلمه‌ها بسيار اهميت دارند چراكه نه تنها شخصيت شما را به ديگران نشان مي‌دهند بلكه طرز فكر ديگران درمورد شما را شكل مي‌دهند.» اين جمله‌اي است كه «كارن فرايدمن» نويسنده كتاب «خفه شو و چيزي بگو!» مي‌نويسد. اين كتاب به بررسي استراتژي برقراري ارتباط در محل كار مي‌پردازد. «اگر شما چهره‌اي مثبت به خود بگيريد قطعا توجه ديگران را جلب خواهيد كرد. در اين صورت شما در بهترين شرايط قرار مي‌گيريد تا آنها به حرف‌هايتان گوش دهند.»

با اين حال اغلب اوقات وقتي در محيط كاري شروع به صحبت مي‌كنيم اغلب از كلماتي مبهم و ترديدآميز استفاده مي‌كنيم كه تنها فايده‌اش مخدوش كردن پيامي است كه قصد انتقال آن را داريم. كاربرد كلمه‌هايي همچون «به نوعي، در اغلب موارد» باعث كاهش قدرت كلام مي‌شود يا استفاده از جمله‌هاي منفي مثل «نمي‌توان، امكان ندارد و هرگز» كه باعث نااميدي و منفعل شدن مي‌شود. براساس تحقيقي كه به تازگي انجام شده و طبق توصيه كارشناسان، ۱۰ جمله زير را فيگارو به عنوان بدترين چيزهايي انتخاب كرده كه مي‌توان در محيط كار به زبان آورد.

اين كار من نيست
همين جمله ساده و پركاربرد باعث مي‌شود شما خودتان را از جمع اعضاي تيم كاري‌تان جدا كنيد. اين جمله دقيقا متضاد حس انعطاف‌پذيري و ميل به يادگرفتن چيزهاي جديدي است كه براي برعهده گرفتن پست‌هاي حساس و عالي حياتي است. به جاي اين جمله منفي مي‌توان از اين جمله مثبت استفاده كرد: «واقعا در اين زمينه تجربه‌اي ندارم.»

فكر مي‌كنم كه...
«لوري توماس روس» كه مدير يك شركت بزرگ است اعتقاد دارد اين جمله و جمله‌هاي مشابه آن همچون «تصور مي‌كنم، احساس مي‌كنم» باعث مي‌شود از تسلط مديريتي شما كاسته شده و قدرت پيام را نيز تضعيف كند. گفتن «فكر مي‌كنم اين بهترين استراتژي است» قدرت كمتري دارد از جمله «اين بهترين استراتژي است.» حتي اين مورد را بايد به تشكر كردن هم تسري دارد.

‌نمي‌دانم
شما فكر مي‌كنيد گفتن اين جمله يعني صداقت؟ با گفتن اين جمله ممكن است ديگران فكر كنند شما از روي تنبلي با اين جمله خود را خلاص كرده‌ايد. به جاي اين جمله بگوييد: «اجازه بدهيد جواب را پيدا كنم.» يا «نمي‌دانم چطور اين كار را انجام دهم.» و حتي «براي انجام اين كار از چه كسي مي‌توانم كمك بگيرم؟» نيز جمله مناسبي است. با اين كار زمان مي‌خريد تا راه حل را بيابيد.

نمي‌توانم
با بر زبان «نياوردن» اين جمله به همكاران خود مي‌فهمانيد كه براي هرنوع يادگيري آماده هستيد. مي‌توانيد مشكل را بررسي و راه حل پيشنهاد كنيد. مثلا اگر از شما خواسته باشند پروژه‌اي را معرفي كنيد كه به دليل مشغله كاري توان انجام آن را نداريد بگوييد: «متاسفانه الان مشكلي دارم. با اين حال با فلاني در اين مورد صحبت كرده‌ام و مطمئنم او به خوبي از پس آن برمي‌آيد.»

ولي...
استفاده از كلمه «ولي» همه آن چيزي را كه پيش از اين گفته‌ايد كاملا انكار مي‌كند. مثلا اين جمله را ببينيد: «اين پيراهن خيلي زيباست اما اين گوشواره‌ها به پيراهنت نمي‌آيد.» ما هميشه به طورغريزي جملات منفي را مي‌بينيم. بنابراين استفاده از اين كلمه تنها باعث برجسته شدن بخش منفي ماجرا مي‌شود.

سعي خودم را مي‌كنم
استفاده از اين جمله يعني احتمال شكست وجود دارد و ممكن است داستان به آخر نرسد. وقتي در ساعات آغازين كار، رئيس‌تان از شما مي‌خواهد كاري را انجام دهيد و شما به او مي‌گوييد «سعي خودم را مي‌كنم» باعث مي‌شود ترديد در روح رئيس‌تان شكل بگيرد. به جاي اين جمله مي‌توانيد بگوييد: «ساعت ۹ روي ميز كارتان خواهد بود.»

ايده خوبي نيست
اين اولين و دم‌دست‌ترين جمله‌اي است كه در برابر ايده‌هاي همكارانتان مي‌توانيد بگوييد. بكار بردن اين جمله باعث مي‌شود آنها جرات ابراز ايده‌هاي خود را نداشته باشند. به جاي اينكه چيزي را به طور كامل رد كنيد مي‌توان مثلا از يك پرسش استفاده كرد: «خب مي‌توان اين ايده را اجرايي كرد؟»

تقصير من نيست
به جاي گفتن اين جمله و در مقام ضعف و مظلوم‌نمايي قرار گرفتن بهتر است دست بالا را بگيريم. چنين جمله‌هايي مي‌تواند كمك حال هركسي باشد: «سعي مي‌كنم بفهمم چه اتفاقي افتاده است.» يا «بهتر است سعي كنيم بفهميم چطور مي‌شود از تكرار اين اتفاق جلوگيري كرد.»

تصور مي‌كنم...
اجتناب كردن از جمله‌هايي كه در آنها عدم قطعيت موج مي‌زند باعث مي‌شود قدرت و تسلط خود را بهتر به ديگران نشان دهيد. اگر ذهن شما را چيزي به خود مشغول كرده كه باعث درنگ شما مي‌شود به جاي اينكه با خجالت صحبت كنيد بهتر است مشغوليت ذهني‌تان را صادقانه مطرح كنيد.

غيرممكن است
اين جمله بدون شك منفي‌ترين جمله اين فهرست است. اين جمله يعني اينكه شما حتي آماده نيست كه آن موضوع خاص را امتحان كنيد. حس منفي واگيردار است و همچون يك ويروس منتشر مي‌شود. براي مثبت بودن مي‌شود گفت: «خب بگرديم شايد راه حلي پيدا كرديم.»

نگاهی به عوامل خرده‌خیانت‌های زناشویی

نگاهی به عوامل خرده‌خیانت‌های زناشویی در تهران/جدول


پژوهشی روی 200 نفر خانم‌های متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره تهران، نشان می‌دهد 48 درصد خانم‌ها شواهد و مدارکی راجع به ارتباط همسرشان با خانم‌های دیگری را ملاحظه کرده بودند

به گزارش نامه، گذشته از این آمار که به نوعی بی‌وفایی همسران این زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره را نشان می‌دهد، 27 درصد از شوهران، رابطه جنسی با فردی از جنس مخالف، غیر از همسر  خود را داشته اند که به این عمل خیانت آشکار گفته می‌شود.

این آمار که در پژوهشی با عنوان «بررسی میزان شیوع بی‌وفایی و خیانت زوجین شهر تهران» منتشر شده، در جای دیگری نیز می‌گوید 38 درصد از خانم‌ها فکر برقراری ارتباطی عاطفی با مردی دیگر به ذهنشان خطور کرده و 13 درصد فکر خیانت به همسرشان را کرده بودند.

از این تعداد 13 درصد خانم‌ها اقدام به برقراری ارتباط عاطفی و 2 درصد اقدام به خیانت(برقراری ارتباط جنسی) نموده‌اند.

بی‌وفایی فقط جنسی نیست

ادامه نوشته

زنانی که اعتماد‌ به نفس ند‌ارند‌، آرایش می‌کنند‌

وقتی مرد‌ی می‌گوید‌ زنان باید‌ برای ما خود‌ را بیارایند‌ با آنچه که د‌ر جامعه بر د‌ر و د‌یوار نوشته می‌شود‌ که ما د‌ر ایران کالا پند‌اری نمی‌کنیم و د‌ر کشورهای د‌یگر کالاپند‌اری هست، تناقض د‌ارد‌.
زنانی که اعتماد‌ به نفس ند‌ارند‌، آرایش می‌کنند‌

صدیقه محمودی،گروه جامعه- زن و زیبایی موضوعی است که د‌‌ر د‌‌نیای امروز به صورت گسترد‌‌ه ای تبلیغ می‌شود‌‌ و از سوی د‌‌یگر هم به چالش کشید‌‌ه می‌شود‌‌.  صنعت تولید‌‌ لوازم آرایش یکی از صنایع پر د‌‌رآمد‌‌ د‌‌نیاست. زنان د‌‌ر کشورهای مختلف، با سطح اقتصاد‌‌ی و اجتماعی متفاوت به مصرف این مواد‌‌ آرایشی می‌پرد‌‌ازند‌‌. اما مصرف این مواد‌‌ د‌‌ر کشورهای جهان سوم به خصوص ایران بسیار گسترد‌‌ه است. براساس برخی آمارها ایران یکی از اولین کشورهای مصرف کنند‌‌ه لوازم آرایشی است. بر اساس تحقیقات مرکز گلوبال استاد‌‌ی د‌‌ر سال 2008 ،‌  ایران بعد‌‌ از عربستان، بیشترین میزان مصرف لوازم آرایشی را د‌‌ر خاورمیانه و د‌‌ر جهان رتبه هفتم را د‌‌ارد‌‌. افسر افشار ناد‌‌ری جامعه شناس د‌‌ر گفت و گو با « قانون »معتقد‌‌ است: «آرایش زنان خواسته ای مرد‌‌انه است اما زنان ایرانی به د‌‌لایل مختلف اعتماد‌‌ به نفس کافی ند‌‌ارند‌‌ و به همین د‌‌لیل بیشتر آرایش می‌کنند‌‌.» گفت‌وگو با این جامعه شناس با استناد‌‌ به تحقیقات او د‌‌رباره مصرف بالای لوازم آرایش د‌‌ر ایران انجام شد‌‌ه است.
  خانم افشار ناد‌‌ری زنان جامعه ما براساس چه منطق و اید‌‌ئولوژی ای از لوازم آرایشی استفاد‌‌ه می‌کنند‌‌؟
من روی تکنولوژی‌های زیبایی تحقیق کرد‌‌ه ام. براساس نتایج تحقیقات صورت گرفته مشخص شد‌‌ زنان د‌‌ر ایران اعتماد‌‌ به نفس ند‌‌ارند‌‌ و این موضوع یکی از د‌‌لایلی است که بیش از اند‌‌ازه به چهره خود‌‌ رسید‌‌گی می‌کنند‌‌. از سوی د‌‌یگر زنان ما تحت تاثیر تبلیغات هستند‌‌ و آنها فکر می‌کنند‌‌ تبلیغاتی که برای لوازم آرایش صورت می‌گیرد‌‌ حتما د‌‌رست می‌گوید‌‌ و تصویری که قبل یابعد‌‌ از عمل نشان د‌‌اد‌‌ه شد‌‌ه را باور د‌‌ارند‌‌. من بسیاری از زنان را می‌شناسم که این موضوع را باور د‌‌ارند‌‌ و خیلی از آنها این کارها را انجام د‌‌اد‌‌ند‌‌ و بعد‌‌ از آن چهره شان بسیار مصنوعی شد‌‌ه است. اما خود‌‌شان فکر می‌کنند‌‌ چون عمل جراحی زیبایی انجام د‌‌اد‌‌ند‌‌ بسیار زیبا هستند‌‌. برای آنها این تبلیغات حرف اول را می‌زند‌‌. از سوی د‌‌یگر آرایش د‌‌ر جامعه ما به یک فرهنگ بد‌‌ل شد‌‌ه است. د‌‌ر جامعه ما یک فرهنگ چشم و هم چشمی‌وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که افراد‌‌ براساس آن رفتار می‌کنند‌‌ و به آن فکر نمی‌کنند‌‌ که این کار د‌‌ر شان شخصیت آنها هست یا نه.
  ند‌‌اشتن اعتماد‌‌ به نفس به چه د‌‌لیل است؛ ریشه تاریخی د‌‌ر فرهنگ مرد‌‌سالارانه جامعه‌‌ د‌‌ارد‌‌؟
د‌‌ر قد‌‌یم ازد‌‌واج بر مبنای خرید‌‌ همسر بود‌‌. زنان را به بازار می‌برد‌‌ند‌‌ و به خاطر یک فروش خوب آنها را بزک می‌کرد‌‌ند‌‌. اما این بزک کرد‌‌ن تنها یک مرحله د‌‌ر بازار بود‌‌ه است. وقتی تاریخچه بزک را بررسی کنید‌‌ می‌بینید‌‌ که به ازد‌‌واج بر مبنای خرید‌‌ همسر برمی‌گرد‌‌د‌‌. آن موقع آن بزک مد‌‌ شد‌‌ ولی امروز که نگاه می‌کنیم که د‌‌‌یگر چنین رسمی‌برای ازد‌‌واج وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌ ولی همچنان بزک کرد‌‌ن د‌‌ر جامعه ما وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌.
اگر مقوله آرایش د‌‌ر جوانان را کنار بگذاریم بعضی افراد‌‌ هستند‌‌ که سن شان بالای 60  است اما آنها نیز آرایش می‌کنند‌‌. این د‌‌ر حالی است که تجربه آنها به عنوان یک زن مهم‌ترین عامل قد‌‌رت آنهاست به خصوص د‌‌ر جامعه ما که از گذشته با افزایش سن، زنان د‌‌ر اند‌‌رونی د‌‌ارای قد‌‌رت بود‌‌ند‌‌ و هستند‌‌. این زنها تجارب و قد‌‌رت خود‌‌ را کنار می‌گذارند‌‌ و به بازار مصرف لوازم آرایش کشید‌‌ه می‌شوند‌‌. آنها نیز فکر می‌کنند‌‌ اگر چنین کاری را انجام بد‌‌هند‌‌ پیری را کنار گذاشته اند‌‌ و جوان و زیبا می‌شوند‌‌. هر چند‌‌ ریزه کاری های تکنولوژیکی را نمی‌خواهیم زیر سوال ببریم. اما باید‌‌ ببینیم این زیبایی برای کیست؟ برای کسی که می‌خواهد‌‌ از این راه کسب د‌‌رآمد‌‌ کند‌‌ حالا کسی که هنرپیشه است یا مد‌‌ل یا کسی که این مبلغ های کلانی را که خرج می‌کند‌‌ را د‌‌ر می‌آورد‌‌ اما یک زن خانه د‌‌ار که سنی از آن گذشته برای چیست؟ همه این ها د‌‌لیل ند‌‌اشتن اعتماد‌‌ به نفس است.
  تا چه اند‌‌ازه نگاه جامعه مرد‌‌سالار بر این موضوع تاثیر د‌‌ارد‌‌؟
د‌‌ر پژوهشی که من د‌‌ر این زمینه انجام د‌‌اد‌‌م علت اصلی آرایش زنان خواست مرد‌‌انه بود‌‌ یعنی بد‌‌ون استثنا زنان اظهار می‌کرد‌‌ند‌‌ که یا شوهران ما یا اعضای خانواد‌‌ه اصرار د‌‌ارند‌‌ و اگر مرد‌‌ها اصرار ند‌‌اشته باشند‌‌ چنین کاری را نمی‌کنند‌‌. بعضی ها هم می‌گفتند‌‌ چون زنانی که خود‌‌ را این گونه د‌‌رست می‌کنند‌‌ مورد‌‌ توجه مرد‌‌ان هستند‌‌ برای اینکه توجه همسرانمان به جلب جمع شود‌‌ باید‌‌ رقابت کنیم. باید‌‌ برای هر د‌‌و این زمینه ها هد‌‌ف ها را مورد‌‌ پژوهش و بررسی قرار د‌‌هیم. به خصوص آن د‌‌سته از شوهرانی که تاکید‌‌ د‌‌ارند‌‌ که همسرانشان آرایش کنند‌‌ واقعا باید‌‌ قصد‌‌شان را پژوهش کرد‌‌. مرد‌‌ی که 10 یا 15 سال با یک زن زند‌‌گی کرد‌‌ه و آنقد‌‌ر با آن زن مانوس شد‌‌ه است بعد‌‌ از این سال ها د‌‌یگر فرقی نمی‌کند‌‌ بر آن تابلویی باشد‌‌ یا نباشد‌‌. قیافه را نمی‌بینند‌‌ واقعا انگیزه چیست که مرد‌‌ها از زنان د‌‌رخواست د‌‌ارند‌‌ زیبا باشند‌‌ باید‌‌ پژوهش شود‌‌.
  تا چه اند‌‌ازه جایگزینی زنان با زن د‌‌یگر باعث می‌شود‌‌ زن به این سمت گرایش پید‌‌ا کند‌‌؟
بسیار تاثیرگذار است. زنان همیشه نگران هستند‌‌ که کس د‌‌یگری جایگزین زند‌‌گی‌شان شود‌‌. اتفاقا د‌‌ر صحبت با خیلی از مرد‌‌ان آنها بیان کرد‌‌ه اند‌‌ که چه ایراد‌‌ی د‌‌ارد‌‌ زنان باید‌‌ خود‌‌ را برای ما د‌‌رست کنند‌‌. به نظر من اعتراض به این صحبت باید‌‌ بسیار زیبا باشد‌‌ چون که وقتی مرد‌‌ی می‌گوید‌‌ زنان باید‌‌ برای ما خود‌‌ را بیارایند‌‌ با آنچه که د‌‌ر جامعه بر د‌‌ر و د‌‌یوار نوشته می‌شود‌‌ که ما د‌‌ر ایران کالا پند‌‌اری نمی‌کنیم و د‌‌ر کشورهای د‌‌یگر کالاپند‌‌اری وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌، تناقض د‌‌ارد‌‌. مگر زن یک کالاست که خود‌‌ را بزک و د‌‌ر بسته بند‌‌ی قشنگ و زیبا به مرد‌‌ها عرضه کند‌‌. این بیشتر کالاپند‌‌اری است باید‌‌ این موضوع د‌‌ر رسانه ها گفته شود‌‌. باید‌‌ به این موضوعات پرد‌‌اخته شود‌‌ ولی عملا کاری صورت نمی‌گیرد‌‌.نکته ای که د‌‌ر اینجا مطرح می‌شود‌‌ این است که رسانه حاکمیتی مثل تلویزیون خود‌‌ به تبلیغ این لوازم به صورت مستقیم و غیر مستقیم می‌پرد‌‌ازند‌‌ و د‌‌ر بسیاری از تبلیغات می‌بینیم که بازیگران از آرایش بسیاری برخورد‌‌ار هستند‌‌. خوب مسلما این موضوع بر جامعه تاثیر می‌گذارد‌‌. این د‌‌ر حالی است که د‌‌ر فیلم ها و سریال های خارجی کمتر با آرایش به این غلظت مواجه هستیم.د‌‌ر اینجا این توجیه وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که این فرد‌‌ یک هنرپیشه است و بنا بر شغلش چنین کاری را انجام می‌د‌‌هد‌‌ ولی یک فرد‌‌ عاد‌‌ی که آرایش می‌کند‌‌ و بعد‌‌ قورمه سبزی د‌‌رست می‌کند‌‌ برای چه باید‌‌ چنین کاری کند‌‌. صحبت ما د‌‌رباره زنی است که زند‌‌گی نرمال د‌‌ارد‌‌. چرا باید‌‌ آن اعتماد‌‌ به نفسش را از د‌‌ست بد‌‌هد‌‌ و چرا فکرکند‌‌ این کارها او را زیبا می‌کند‌‌ چون هر چقد‌‌ر زیبا شویم زیباتر از ما وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌  و آن چشم حریص آن زن زیبا را پید‌‌ا می‌کند‌‌ و به آن نگاه می‌کند‌‌. هیچ وقت یک زن چهره خود‌‌ش را نمی‌تواند‌‌ با آرایش کرد‌‌ن به یک چهره رویایی تبد‌‌یل کند‌‌. چون این زیبایی ها د‌‌ر خود‌‌ نقش صورت است و برخی ها را می‌بینم که با عمل، زیبایی واقعی را از د‌‌ست می‌د‌‌هند‌‌.
  شما به جنبه های اجتماعی وزن بیشتری می‌د‌‌هید‌‌ یا به جنبه های روانی؟
من به جنبه های اجتماعی وزن بیشتری می‌د‌‌هم زیرا اجتماع است که مرد‌‌مش را می‌سازد‌‌. براساس تبلیغات و نگاهی که د‌‌ر جامعه ما وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ یک زن ساد‌‌ه و بد‌‌ون آرایش زیبا نیست. این نگرش د‌‌ر جامعه وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ و کسی که این کار را نکند‌‌ د‌‌چار سرخورد‌‌گی می‌شود‌‌. تو د‌‌ماغت بزرگ است چرا عمل نکرد‌‌ی. د‌‌ختران جوان ما 25 ساله یا 27 ساله بوتاکس می‌کنند‌‌ تا چین و چروک صورت خود‌‌ را از بین ببرند‌‌. این د‌‌ختر جوان چرا چنین کاری را می‌کند‌‌؟  وقتی د‌‌ر راد‌‌یو و تلویزیون تبلیغ و مصاحبه می‌کنند‌‌ و می‌گویند‌‌ زنی که بعد‌‌ از 25 سالگی ازد‌‌واج کند‌‌ باید‌‌ همسر د‌‌وم یک مرد‌‌ باشد‌‌ چون شانس ازد‌‌واج اولش را از د‌‌ست د‌‌اد‌‌ه است. خوب این فرد‌‌ 25 ساله هر کاری
می‌کند‌‌ تا جوان تر شود‌‌. اما شروع این کارها د‌‌ر این سن یعنی د‌‌ر 40 سالگی نمی‌توان به این فرد‌‌ نگاه کرد‌‌. این آگاهی ها را به جامعه نمی‌د‌‌هند‌‌. بیشترین تبلیغ هم د‌‌ر کانال های ماهواره ای ایرانی هست. به خصوص زیرنویس هایی که این کرم ها د‌‌ر وزارت بهد‌‌اشت تایید‌‌ شد‌‌ه است و هزار گونه تبلیغ د‌‌یگر. بسیاری از تبلیغات د‌‌روغین به جامعه تزریق می‌شود‌‌ و هیچ نظارتی برآنها وجود‌‌ ند‌‌ارد‌‌ وآگاهی برای بالا رفتن د‌‌رک زنان و مرد‌‌ان د‌‌ر جامعه صورت نمی‌گیرد‌‌. باید‌‌ مرد‌‌ان متوجه شوند‌‌ که زیبایی برای یک زن یعنی هماهنگی و هارمونی میان تمام اجزاء صورتش. زن زیبا عامل خوب بود‌‌ن نیست. زنانی هستند‌‌ که فکر، قلب و توانایی های خوب د‌‌ارند‌‌ یا اینکه بسیار خوب صحبت می‌کنند‌‌ تمام این ها می‌تواند‌‌ د‌‌لیل یک زن خوب باشد‌‌.
  یکی از غنی ترین اد‌‌بیاتی که حول مصرف لوازم آرایش شکل گرفته است فمینیسم مارکسیستی است که بحث لوازم آرایش و صنعت مد‌‌ را به چالش کشید‌‌ه است. تا چه اند‌‌ازه این موضوع که طبقه سرمایه د‌‌ار به د‌‌نبال جذب زنان به خصوص د‌‌رکشورهای جهان سوم هست را قبول د‌‌ارید‌‌؟
مسلما سرمایه د‌‌اری د‌‌ر پشت این قضیه است. به طور کلی د‌‌رباره مد‌‌ها تحقیق می‌شود‌‌ و مد‌‌ی پسند‌‌ید‌‌ه یک جامعه می‌شود‌‌ که از هر نظر جغرافیایی و فرهنگی و ... با آن جامعه مطابقت د‌‌اشته باشد‌‌ اما د‌‌ر جامعه ما بد‌‌ون د‌‌ر نظر گرفتن اینکه چه مد‌‌ی موفق است فقط کالاها به صورت وارد‌‌اتی می‌آیند‌‌ و د‌‌ر جامعه شایع می‌شوند‌‌. این‌ها پشتش تبلیغات فراوان است که فقط به د‌‌نبال بازار فروش هستند‌‌. این بازار فروش از طریق تبلیغات و بازاریابی به د‌‌ست می‌آید‌‌ اما نگرش فرهنگی جامعه ما به این موضوع د‌‌امن می‌زند‌‌. اینکه زن باید‌‌ زیبا باشد‌‌ و زن باید‌‌ آرایش کند‌‌ تا مورد‌‌ پسند‌‌ مرد‌‌ قرار بگیرد‌‌ و صحبت هایی از این د‌‌ست. این ها نگرش هایی است که سرمایه د‌‌اری از آن ها برای فروش بیشتر محصولاتش استفاد‌‌ه می‌کند‌‌. این سرمایه د‌‌اری د‌‌ر کشورهایی که از د‌‌رک بالا برخورد‌‌ارند‌‌ کمتر موفق می‌شود‌‌ اما د‌‌ر جامعه ما به د‌‌لیل وجود‌‌ این نگرش موفق تر عمل می‌کند‌‌.سرمایه د‌‌اری که تولید‌‌ می‌کند‌‌ به د‌‌نبال بازار فروش د‌‌ر کشورهای د‌‌یگر را مد‌‌نظر قرار می‌د‌‌هد‌‌ د‌‌ر کشورهای اروپایی زنان مسن را می‌بینید‌‌ که با یک پسر جوان تر از خود‌‌ ازد‌‌واج می‌کند‌‌ اما د‌‌ر کشورما یک د‌‌ختر جوان اگر چهره زیبا ند‌‌اشته باشد‌‌ شانس ازد‌‌واج ند‌‌ارد‌‌.این مشکل د‌‌ر کشورهای آسیایی به خصوص کشورهای عربی بیشتر است.

داستان خبری تلویزیونی

گزارش خبر تلویزیونی در حقیقت روایت یک داستان است برای مخاطب . مخاطبی که نه او را می بینیم و نه می شناسیم . این بدان معنا نیست که با همه انها از نظر فکری غریبه هستیم. بیشتر اوقات با خواسته ها و دل مشغولی طیف گسترده یی از انها اشناییم. مخاطب سنجی ، افکار سنجی و نظر سنجی در زمره راههایی است که دست اندرکاران برای نزدیک شدن به دغدغه مخاطبان از ان کمک می گیرند.   

  داستان خبری تلویزیوین کوتاه است. زمان یک داستان خبری حدود 90 ثانیه است. با این همه باید همه ویژگی نقل یک داستان کوتاه را داشته باشد. طرح یا سناریو ان باید مناسب باشد. هم برای طیف قابل قبولی از مخاطبان جذاب باشد و هم قابیلیت طرح در تلویزیون را داشته باشد.

 نقش اول این داستان دست کم برای نویسنده مشخص باشد. نقش محوری ممکن است یک فرد باشد یا حتی یک شی. تفاوتی نمی کند اما نحوه پرداختن به ان متفاوت است.

  نشان دادن فضای حاکم بر داستان هم در زمره موضوعهای کلیدی است که خبرنگار تلویزیونی باید مد نظر قرار دهد. برای بیان فضای حاکم بر رویداد به جای کلمه از تصویر استفاده شود. دوربین در این زمینه معجزه می کند.

شنونده زمانی پیگیر داستان خواهد بود که سیر رخدادها با فراز و فرود توام باشد . گنجاندن گره از یک سو و ایجاد درگیری ذهنی برای گشودن ان ،‌ راهی برای همراه کردن مخاطب است. فریب مخاطب و ابهام افرینی مد نظر نیست.

 بیان اوج داستان هم ازموضوعاتی است که گزارشگر باید به ان توجه کند. با این همه داستان خبری نه یک سریال 90 قسمتی و نه یک فیلم سینمایی 90 دقیقه یی  است بلکه فقط 90 ثانیه است. نماها باید کوتاه باشد. جملات باید کوتاه باشد. در یک کلمه " مفاهیم زیاد " در قالب " نماها و جملات کوتاه" بیان کنید. سخت است اما ممکن .

ادامه نوشته

آیا نسل سوم ایرانی، بمب در حال انفجار است!؟

توماس فریدمن، سردبیر یهودی روزنامه تیویورک تایمز در سال 2002( ده سال پیش) در بخش اندیشه سایت این روزنامه نوشت:

ایران دارای بمب است. من می دانم. من آن را پیدا کرده ام. نه، نه آن بمبی که شما فکر می کنید، این بمب در دورنمایی ساده نهفته است. در دبیرستان‌ها، دانشگاهها و قهوه خانه‌ها. این بمب در جامعه ایرانی در حال شمارش معکوس است و در دهه های آینده منفجر خواهد شد و چهره جمهوری اسلامی را عوض خواهد کرد که من به طور خلاصه آن را "نسل سوم" می‌خوانم.
نسل اول ، انقلابیونی بودند که در سال 1979 شاه را بر کنار و جمهوری اسلامی را تاسیس کردند.
نسل دوم در دهه 1980، در جنگ عراق علیه ایران شرکت داشتند که 286000 کشته (شهید) و 500000 زخمی به جای گذاشتند.
نسل سوم آن دسته از ایرانی‌هایی هستند که در سنین میان 16 تا 30 سال قرار دارند و به طور کامل در دوران حکومت اسلامی به بلوغ رسیده‌اند. آنها هرگز استبداد مطلقه شاه را ندیدند، ‌‍(امام) خمینی را درک نکردند و هم اکنون 20 میلیون از آنها وجود دارد، این ها تقریبا یک سوم از جمعیت ایران هستند.
آنها مهم ترین گروه جمعیتی در ایران هستند ، مقصد این نسل، هم اکنون روشن است. در حالی که بعضی از آنها مذهبی محافظه کار هستند، اما برخی این چنین نیستند. آنها جوان، بی‌قرار، مدرن و اغلب بیکار هستند، چرا که شغل مناسب کافی وجود ندارد. آنها از طریق اینترنت و ماهواره با جهان خارج در ارتباط هستند و آنچه که می‌بینند دوست دارند. آنها خواهان زندگی خوب، شغل خوب و آزادی و ارتباطات بیشتر با جهان خارج هستند . آنها به اسلام علاقمندند، اما چیز های دیگر را نیز دوست دارند، آنها ضد دین نیستند اما طالب دنیای بهتری هستند...
وقتی ایرانی ها به تلگراف دست پیدا کردند، از آن برای انقلاب مشروطه کمک گرفتند، هنگامی که به تلفن و کاست دست یافتند از آن برای گسترش انقلاب اسلامی کمک گرفتند، اکنون که به اینترنت و تلویزیون ماهواره‌ای دست یافته اند ، به دنبال چه هستند ...
از مطالب این روزنامه نگار حرفه ای می توان فهمید که چرا طراحان جنگ نرم، مخاطب سطح یک خود را از این نسل انتخاب کرده و کلیه مراکز دگر اندیش داخلی و خارجی ، توجه ویژه و تمرکز اصلی خود را بر این گروه قرار داده اند.آنچه مسلم است پیش بینی او تحقق پیدا نکرده وان شاء الله تحقق نخواهد یافت، امروز ما شاهد نسل سومی هستیم که گوش به فرمان رهبر، آمادگی هر نوع جهادی را در عرصه های مختلف علمی، اجتماعی، نظامی و... دارد، اما بخشی از این گروه هنوز راه خود را نیافته و حرف نسل قبلی خود را درک نمی کنند، این ها خیلی هم غریبه نیستند، بعضی از ایشان فرزند همان هایی هستند که با جان فشانی ، جنگ را اداره کردند ، ولی امروز در اداره فرزندان خود مانده اند، به گونه ای که نه حرف فرزندان خود را می فهمند و نه قادرهستند سخن خود را به آن ها بفهمانند.

با این مقدمات ، به نظر می رسد نهادهای تصمیم گیر، باید به موارد زیر اهتمام ویژه داشته باشند:
1- به توسعه "شکاف بین نسلی" توجه کرده و تدابیر لازم را برای پر کردن آن اتخاذ نمایند.
2- مطالعات میدانی برای شناخت هر چه دقیق‌تر "خواست‌های منطقی و غیر منطقی" این نسل را در دستور کار قرار دهند .
3- در برنامه ریزی های خود ، به خواست های این نسل توجه ویژه کرده و در "برآورده ساختن بخش منطقی"این خواست ها تلاش نمایند.
4- از هر گونه "فرافکنی" و واگذار کردن مسئولیت به عهده دیگری و جستجوی عوامل بعضی از نارضایتی ها در خارج ، پرهیز نموده و هر کس خود را مسئول رسیدگی به این موضوع مهم بداند.
5- با "پذیرش" و قبول بعضی از مشکلات و نارسایی ها، زمینه‌های بهره برداری طراحان جنگ نرم را کاهش داده و آن ها را خلع سلاح نمایند.
6- از تحلیل های یک جانبه و "سیاه یا سفید کردن شخصیت ها" احتراز کرده و در مورد هر فرد مورد علاقه این نسل ، با ویژگی های خوب و بدش، اظهار نظر نمایند و همه را با یک چوب نرانند.
7- از آن جا که نسل سوم برای پر کردن خلا ذهنی خود، با بهره بردن از وسایل ارتباطی جدید، به دنبال فراگرفتن ارزش‌های شناخته شده جهانی است، ارزش‌هایی که متعالی‌ترین شکل آن را در فرهنگ خودی داریم، به زبان ایشان" بسته بندی" کرده وعرضه نمایند.
8- با توجه به اینکه نسل جدید شاهد انقلاب، جنگ و فرهنگ شهید و شهادت نبوده ، لازم است با " ادبیات مناسب " او ، جانفشانی های صورت گرفته در جریان انقلاب و جنگ و وضعیت زندگی در زمان شاه، به گونه ای برای اوتصویر شود که احساس کند، او هم مدیون خون شهداست. مثل کاری که فیلم "بوسیدن روی ماه" با هنرپیشه نسل سومی خودش می کند. شیدا خلیق در مصاحبه با هفته نامه همشهری جوان(29/7/91) می گوید :
... حالا همه کسانی که رفتند، جنگیدند و شهید شدند، برای من عزیز هستند.نمی خواهم بگویم زندگی روزمره برای من عوض شده، اما آن آدم ها برایم عزیز شدند. حالا می فهمم اگر هشت سال دفاع نمی کردند، من الان بازیگر نبودم. همه این حقیقت ها حالا برایم ملموس شده اند.
9- با تعریف "خطوط قرمز"حرام ها) و "خطوط سبز"(حلال ها) به آن ها اطمینان داده شود که از ایشان انتظار رعایت همین محدوده می رود و آن چه تحت عنوان رعایت احتیاط ، ترک شبهات ومقید بودن به سنت های معمول و بعضا سلیقه ای ، مطرح می شود ( خطوط زرد) ، ربطی به آن ها ندارد.
10- مسئولین مربوط ، توجه داشته باشند هر چه بی توجهی به خواست های این نسل بیشتر باشد ، خطرها و بحران های اجتماعی پیش رو، بیشتر خواهد بود، بر این اساس تاکید های مقام معظم رهبری را جدی گرفته وموجبات تحقق آن ها را فراهم آورند و مانند گذشته
" فقط به تکرار" جملات ایشان بسنده ننمایند.
آخرین رهنمود ایشان در این زمینه ، سخنانشان در جریان سفر به استان خراسان شمالی است که در تاریخ 21/7/91 به مسئولان استان فرمودند:
«خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانون هاى فرهنگى - هنرى بروید و پذیراى جوان ها باشید. با روى خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زننده‌اى هم داشته باشد؛ داشته باشد. بعضى از همین هائى که در استقبالِ امروز بودند ، خانم هائى بودند که در عرف معمول به آنها «خانم بدحجاب» می گویند ؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمان هاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص هاى این حقیر باطن است و نمى‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید.»