کودک و تلویزیون-
کودک و تلویزیون-قسمت اول
نویسنده:نگین حسینى
منبع: روزنامه ایران
روانشناسان، نهادها و سازمان هاى مرتبط با امور کودکان ، نظرات یکسانى درباره سن دقیق کودکى و سنین مرزى پایان دوران کودکى ندارند. در پیمان نامه حقوق کودک، مصوب مجمع عمومى سازمان ملل متحد در ۲۰ نوامبر ،۱۹۸۹ در تعریف کودک آمده است: «از نظر پیمان نامه حقوق کودک، کودک کسى است که سن او کمتر از ۱۸ سال باشد، مگر اینکه براساس قانون ملى قابل اعمال، سن قانونى، کمتر تعیین شده باشد.» (نوبان و صدرى ، ۱۳۸۰ ، تبریز)
دکتر حسن احدى و فرهاد جمهرى در کتاب «روانشناسى رشد»، دوران کودکى را به دو دوره تقسیم کرده اند: دوره اول کودکى ، از ۲ سالگى تا ۶سالگى و دوره میان کودکى از ۶ تا ۱۲ سالگى را در بر مى گیرد و پس از این سن، دوره نوجوانى آغاز مى شود. (احدى و جمهرى، ،۱۳۸۰ ص ۲۴) گروهى از روانشناسانى که در زمینه روانشناسى رشد، نظریه پردازى کرده اند نیز در مورد تعیین سن کودکى، با هم اختلاف نظر دارند. مثلاً در حالى که آرنولد گزل (۱۹۶۱ ـ ۱۸۸۰) سن کودکى را تا ۱۰ سالگى مى داند، اریک اریکسون (۱۹۹۴ـ۱۹۰۲) برآن است که سن کودکى تا ۱۲سالگى ادامه مى یابد و از این پس، دوره نوجوانى آغاز مى شود. ژان پیاژه (۱۹۸۰ ـ ۱۸۹۶) نیز ۱۲ سالگى را پایان دوران کودکى مى داند.
محمد پارسا در کتاب «روانشناسى رشد کودک و نوجوان» ، دوران کودکى را از آغاز تولد تاپیش از نوجوانى مى داند که شامل سه دوره: دوره شیرخوارگى (از تولد تا ۲ سالگى)، دوره نونهالى (۳ تا ۶ سالگى) و دوره نوباوگى (۶تا ۲۰سالگى)است.تیتى فورسلوند در مقاله اى با عنوان «توافق و اقدامات مربوط به رسانه هاى دیدارى و محافظت از کودکان» در تعریف واژه کودک، مى نویسد: «وقتى صحبت از کودک و مراقبت از او به میان مى آید، تعریف هاى مختلفى از این واژه به ذهن خطور مى کند. پیمان جهانى حقوق کودک که تمام کشورهاى جهان، به جز ایالات متحده آمریکا و سومالى آن را پذیرفته اند (۱۹۹۷)، هر فرد را تا ۱۸ سالگى کودک مى شناسد.
در کانادا واژه «کودکان » در قوانین مربوط به برنامه هاى کودک، به افراد زیر ۱۲سال مربوط مى شود.
در استرالیا این واژه به افراد زیر ۱۴ سال اطلاق مى گردد و در ژاپن، برنامه هاى کودک براى افراد زیر ۱۵ سال ساخته مى شود. در هلند، فرانسه و بلژیک افراد زیر ۱۶ سال کودک شناخته مى شوند و در آلمان و انگلستان نیز، مرز کودکى و نوجوانى، سن ۱۸ است.» (یونسکو ، ۱۹۹۹ ، ص ۴۷۸)
امه دور در کتاب «تلویزیون و کودکان ـ رسانه اى خاص براى مخاطبانى خاص» در تعریف منظور خود از کلمه «کودک» مى نویسد: «دراین کتاب ، اغلب به کودکان، کودک یا کودکى به شکل عام اشاره شده و شامل دوران تولد تا پایان نوجوانى است، اما در صورت لزوم، ما میان نوزاد، کودکان سنین قبل از دبستان ، کودکان کلاس هاى پایین دبستان، کودکان کلاس هاى بالاتر دبستان، نوجوان دوره راهنمایى و نوجوانان سنین بالاتر ـ و یا هر پاره گروه و گروه فوق العاده این رده هاى سنى ـ تمایز قائل خواهیم شد. کودکان این گروه هاى سنى با همدیگر و با بزرگسالان از بسیارى جهات متفاوتند.»
با توجه به تعاریف اشاره شده از سن کودکى و سایر تعاریفى که دیگر صاحبنظران ارائه داده اند، هرچند تفاوت هاى جزیى در تعیین مرز کودکى و نوجوانى وجود دارد، با این همه به نظر مى رسد که بیشتر آنان در تعیین سن ۱۲ به عنوان مرز پایان کودکى و آغاز نوجوانى ، اشتراک نظر دارند.
برهمین اساس، نگارنده نیز، سن کودکى را تا ۱۲ سالگى در نظر مى گیرد اما با توجه به این که کودکان در سنین نوزادى و نوپایى، پاى تلویزیون نمى نشینند، مجبوریم دامنه سن کودکى را در ارتباط با بحث تلویزیون، از سنى در نظر بگیریم که به عقیده محققان ، کودکان از آن سن به تلویزیون علاقه نشان مى دهند و برنامه ها را مى بینند. همین موضوع، بهانه اى است تا به طرح سؤال بعدى این بخش بپردازیم که : «کودک دقیقاً از چه زمانى ، تلویزیون نگاه مى کند؟»
شروع و میزان استفاده کودک از تلویزیون
پیش از شروع این مبحث، باید پذیرفت که در حال حاضر بیشتر کودکان، از بدو تولد و رشد در محیط خانواده، در معرض تلویزیون و برنامه هاى آن قرار مى گیرند. «نات راتستاین» در مقاله اى با عنوان «برو تلویزیون تماشا کن! شکل و شیوه نگاه کودکان به تلویزیون »، این رسانه را «دایه الکترونیک» بسیارى از کودکان مى داند و مى گوید هنگامى که والدین، وقت نگهدارى از کودک را ندارند، از تلویزیون به عنوان نگهدارنده کودک استفاده مى کنند. او اضافه مى کند: «تلویزیون حتى بر بچه هاى کوچکتر از دو سال اثر مى گذارد. دکتر «دان اندرسن » روانشناس دانشگاه ماساچوست مى گوید: وقتى با پدر و مادر کودک هشت ماهه اى صحبت مى کردم، دریافتم که کودک آنها روزى ۶ساعت در معرض تصاویر و صداى تلویزیون است و اگر تلویزیون را خاموش کنند، صداى گریه اش بلند مى شود.»
هولن بک و اسلابى (۱۹۸۲) نیز اعلام کردند که کودکان ۶ماهه، روزانه حدود یک ساعت و نیم از وقت خود را به تماشاى تلویزیون مى گذرانند.
هر چند گزارش هایى از این دست، کم نیست اما باید گفت که نوزادان در این سنین، به طور ثابت تلویزیون نگاه نمى کنند و حتى از تماشاى آن نیز لذت آگاهانه نمى برند.
«مارسل و وایجز» و «تام ون در وورت» در مقاله اى با عنوان «آموزش تلویزیون: اثرات مطالعه آموزش انتقادى»، با استناد به گزارش «مورى و کیپکس» (۱۹۸۱) اعلام کرده اند که کودکان اروپایى از ۳ سالگى به بالا، همه روزه یک ساعت و نیم تا دو ساعت به تماشاى تلویزیون مى نشینند.
در مقاله «تلویزیون و افزایش شناخت»، از سایت اینترنتى museum.tv ۲۰۰۳ در زمینه ارتباط سن کودک و نوع توجه او به تلویزیون، آمده است: «توجه به تلویزیون تا پیش از ۲سالگى، به طور پراکنده صورت مى گیرد. در ۲۴ و ۳۰ ماهگى ، یک تغییر اساسى در میزان توجه و الگوى توجه اتفاق مى افتد. توجه بصرى در سال هاى پیش از دبستان، افزایش مى یابد اما اغلب در ۸سالگى ، توجه بصرى به این وسیله کاهش مى یابد، احتمالاً به این دلیل که رمزگشایى تلویزیون، دیگر عادى شده است و الگوى توجه، شروع مى کند به شبیه شدن به الگوى توجه بزرگسالان.»
ویلبرشرام ، جک لایل و ادوین پارکر(۱۹۶۰) نیز که تحقیقات آنها با وجود گذشت چندین دهه، هنوز یکى از منابع اصلى تحقیق در زمینه کودک و تلویزیون تلقى مى شود، در تحقیق خود آورده اند: «نخستین تجربه مستقیم کودک با تلویزیون، عموماً از ۲سالگى شروع مى شود. در آغاز ، احتمالاً کودک به دیدن برنامه اى مى پردازد که شخص دیگرى آن را انتخاب کرده است اما طولى نمى کشد که کودک، خود شروع به کشف جهان تلویزیون مى کند و به سلیقه هاى خاص خود شکل مى دهد.
در سه سالگى ، کودک مى تواند براى دیدن برنامه مورد علاقه خود، فریاد بکشد. احتمالاً این برنامه ها، برنامه هاى کودک هستند. قهرمان این برنامه ها، معمولاً حیوانات و شخصیت هاى نقاشى متحرک هستند که سهم عمده اى از همه آنها را خیال پردازى و عملیات مختلف تشکیل مى دهد.
در ۳ سالگى یک کودک معمولى تعدادى از برنامه هاى کودک را تماشا مى کند و به زودى به فیلم هایى نظیر وسترن و برنامه هاى تفریحى شبیه به آن علاقه مند مى شود.
در ۶ سالگى کودک معمولاً با تمامى رسانه هاى سمعى و بصرى آشنا شده، تمایل بیشترى به برنامه هاى تلویزیونى نشان مى دهد.»
برى گونتر و جیل مک آلر (۱۹۴۴) نیز معتقدند، گزارش هاى والدین درباره تماشاى تلویزیون توسط کودکانشان ، نشان مى دهد که تماشاى مداوم تلویزیون در کودکان، بین سنین ۲ و ۳ شروع مى شود.
برایند نظرات محققان و پژوهشگران حاکى از آن است که همگى آنها از تسلط تلویزیون به کودک، شگفت زده اند. شرام و همکارانش مى گویند: « تسلط تلویزیون در ده سال اول عمر کودک شگفت آور است. در منطقه کوهستانى راکى ، جایى که تلویزیون بیشترین قدمت را از نظر استفاده دارد، میانگین سنى که کودکان در آن سن استفاده از تلویزیون را شروع مى کنند، دوسال و هشت ماه است و این بدان معنى است که نیمى از کودکان دوسال و ده ماهه، استفاده از تلویزیون را شروع کرده اند. در سانفرانسیسکو، شهرى که ما تلاش هاى ویژه اى را براى تمییز میان استفاده از روى کنجکاوى و استفاده مرتب از رسانه ها به عمل آوردیم، دریافتیم که ۳۷درصد کودکان در ۳ سالگى ، ۶۶ درصد در ۴ سالگى ، بیش از ۸۰درصد در ۵ سالگى (سن کودکستان) و بیش از ۹۰درصد در ۶ سالگى ـ یعنى هنگامى که در سال اول تحصیلات ابتدایى هستند ـ از تلویزیون کم و بیش به طور مرتب استفاده مى کنند.
وقتى که این اطلاعات را با چگونگى استفاده کودکان از سایر رسانه ها مقایسه مى کنیم، درمى یابیم که هیبت تلویزیون بسیار زیاد است.»
به نظر مى رسد تلویزیون تنها رسانه اى است که هر روز مورد استفاده کودکان قرار مى گیرد. براساس یافته هاى شرام و همکاران در ۱۰سالگى ، سه چهارم همه کودکان در هر روزى که تصور کنیم ، بیننده تلویزیون هستند واین میزان دوبرابر میزان استفاده از هر رسانه دیگرى در آن سن است (همان منبع، ص ۴۵).
آمارهاى پراکنده و متفاوتى در زمینه تلویزیون و کودکان وجود دارد که بسیارى از آنها، به دهه هاى پیش مربوط مى شوند و شاید نتوانند منابع قابل استنادى باشند. در مقاله اى با عنوان «اثرات اجتماعى تلویزیون ـ تلویزیون و کودکان » (۲۰۰۳) ، تازه ترین آمار دراین مورد (درجامعه آمریکا) آمده است:
« ـ ۸۱درصد کودکان ۲تا ۷ ساله ، تلویزیون را به تنهایى و بدون نظارت بزرگترها تماشا مى کنند.
ـ ۷۰درصد مراکز روزانه نگهدارى کودکان، هر روز از تلویزیون استفاده مى کنند.
ـ ۵۴درصد کودکان ۴تا ۶ سال وقتى از آنها سؤال شد که بین تماشاى تلویزیون و بودن با پدر، یکى را انتخاب کنند، گفتند که ترجیح مى دهند تلویزیون تماشا کنند.
ـ این مسأله نشان داده شده که کودکانى که بیش از ۱۰ ساعت در هفته، تلویزیون مى بینند، از اثرات منفى تحصیلى رنج مى برند.
ـ متوسط کودکان آمریکایى ۲تا ۱۱ سال، هفته اى ۲۰ساعت تلویزیون تماشا مى کنند.»
دلایل استفاده کودکان از تلویزیون
کودکان علاقه زیادى به تلویزیون دارند. به نظر مى رسد این که کودکان هنگام دیدن برنامه هاى مورد علاقه خود کمترین فاصله را با تلویزیون مى گیرند که از علاقه وافر آنها به تلویزیون ناشى مى شود.
احتمالاً نخستین دلیل علاقه کودکان به تلویزیون، لذت خاصى است که از سرگرم شدن بدون احساس مسئولیت، به آنها دست مى دهد. تلویزیون دنیایى است که هر چند بزرگترها در آفرینش آن، نقش اول را دارند، اما هیچ جنبه اى از توبیخ و مؤاخذه در آن نیست. کودکان به راحتى و با آسودگى خیال، با شخصیت هاى محبوب ارتباط ذهنى و عاطفى برقرار مى کنند، در دنیاى خیالى آنها زندگى مى کنند و هرگونه که بخواهند و آرزو داشته باشند، از جانب آنها عکس العمل دریافت مى کنند. این لذت سرگرم شدن مى تواند نخستین دلیل علاقه کودکان به تلویزیون باشد.
شرام و همکاران، در توضیح علل علاقه مندى کودکان به تلویزیون، علاوه بر لذت جویى، به موضوع دریافت اطلاعات عمومى از طرف کودکان اشاره مى کنند و بهره اجتماعى حاصل از تلویزیون را سومین عامل جذابیت این وسیله مى دانند که به این وسیله، کودکان در نتیجه صحبت کردن با یکدیگر در زمینه برنامه هاى مختلف، به نوعى با دنیاى اجتماعى اطراف خود نیز ارتباط برقرار مى کنند. (شرام و همکاران، ،۱۳۷۷ ص۴۰) کودکان معروف اند به این که مرز میان واقعیت و رؤیا را به هم مى ریزند. در واقع کودکان چنان درگیر جریان ها و اتفاقات روى صفحه تلویزیون مى شوند که آنها را به زندگى واقعى منتقل مى کنند. مطالعات صورت گرفته نشان مى دهد کودکان به دلیل برخوردارى از نیروى تخیل قوى، تلویزیون را وسیله اى براى بسط تخیلى زندگى رؤیایى درون خود تبدیل مى کنند.
به طور خلاصه، شرام، پارکر و لایل، علل اصلى: لذت طلبى، کسب اطلاع و استفاده اجتماعى را به عنوان دلایل تماشاى تلویزیون توسط کودکان ذکر کرده اند. به گفته آنان، دلایل دیگر همچون سرگرمى، فرورفتن در جهان تخیل و رؤیا، هم ذات پندارى با افراد جالب و جذاب، فراموش کردن مشکلات زندگى واقعى، فرار از کسالت کارهاى یکنواخت و روزمره و دلایل مشابه، از دیگر عللى است که به انگیزه لذت طلبى مربوط مى شود.
تحقیق در مورد چگونگى و دلایل استفاده کودکان از تلویزیون، از دهه ۱۹۶۰ آغاز شده است. مسلماً در زمینه کودک و تلویزیون، تحقیقات زیادى صورت گرفته که بیان همگى آنها، خارج از موضوع این پایان نامه است. اما تاریخچه جامعى از بررسى هاى انجام شده در زمینه کودک و تلویزیون، در کتاب «شناخت مخاطب تلویزیون، با رویکرد استفاده و رضامندى» آمده که مى تواند مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.
ادامه دارد .
مبانی تفکر جدید و روح علوم انسانی (۴).ناتوی فرهنگی.خلیج فارس و جاذبه های گردشگری(۱).جامعهشناسی تاریخی(۱).اینترنت و هویت اسلامی.داستان نویسان در سینما.۵ تکنیک برای غلبه بر تعهد گریزی و ایجاد ارتباط دائمی.پروژه الجابرى در نقد تفکر عربى معاصر.آسیبشناسی فرهنگی جامعهی ما(۱).درگذشت سهراب سپهری.
مقالات آموزش open gl قسمت نهم , مقالات نقش تلویزیون , تحقیق تلویزیون , مقالات سینماو تلویزیون , مقالات تأثیرات تلویزیون , تحقیق تلویزیون رنگی , تحقیق درباره تلویزیون , تحقیق درباره تلویزیون , مقالات نقش برنامه های تلویزیون برکودکان , موضوع تحقیق تاریخچه تلویزیون ,
نویسنده:نگین حسینى
منبع: روزنامه ایران
روانشناسان، نهادها و سازمان هاى مرتبط با امور کودکان ، نظرات یکسانى درباره سن دقیق کودکى و سنین مرزى پایان دوران کودکى ندارند. در پیمان نامه حقوق کودک، مصوب مجمع عمومى سازمان ملل متحد در ۲۰ نوامبر ،۱۹۸۹ در تعریف کودک آمده است: «از نظر پیمان نامه حقوق کودک، کودک کسى است که سن او کمتر از ۱۸ سال باشد، مگر اینکه براساس قانون ملى قابل اعمال، سن قانونى، کمتر تعیین شده باشد.» (نوبان و صدرى ، ۱۳۸۰ ، تبریز)
دکتر حسن احدى و فرهاد جمهرى در کتاب «روانشناسى رشد»، دوران کودکى را به دو دوره تقسیم کرده اند: دوره اول کودکى ، از ۲ سالگى تا ۶سالگى و دوره میان کودکى از ۶ تا ۱۲ سالگى را در بر مى گیرد و پس از این سن، دوره نوجوانى آغاز مى شود. (احدى و جمهرى، ،۱۳۸۰ ص ۲۴) گروهى از روانشناسانى که در زمینه روانشناسى رشد، نظریه پردازى کرده اند نیز در مورد تعیین سن کودکى، با هم اختلاف نظر دارند. مثلاً در حالى که آرنولد گزل (۱۹۶۱ ـ ۱۸۸۰) سن کودکى را تا ۱۰ سالگى مى داند، اریک اریکسون (۱۹۹۴ـ۱۹۰۲) برآن است که سن کودکى تا ۱۲سالگى ادامه مى یابد و از این پس، دوره نوجوانى آغاز مى شود. ژان پیاژه (۱۹۸۰ ـ ۱۸۹۶) نیز ۱۲ سالگى را پایان دوران کودکى مى داند.
محمد پارسا در کتاب «روانشناسى رشد کودک و نوجوان» ، دوران کودکى را از آغاز تولد تاپیش از نوجوانى مى داند که شامل سه دوره: دوره شیرخوارگى (از تولد تا ۲ سالگى)، دوره نونهالى (۳ تا ۶ سالگى) و دوره نوباوگى (۶تا ۲۰سالگى)است.تیتى فورسلوند در مقاله اى با عنوان «توافق و اقدامات مربوط به رسانه هاى دیدارى و محافظت از کودکان» در تعریف واژه کودک، مى نویسد: «وقتى صحبت از کودک و مراقبت از او به میان مى آید، تعریف هاى مختلفى از این واژه به ذهن خطور مى کند. پیمان جهانى حقوق کودک که تمام کشورهاى جهان، به جز ایالات متحده آمریکا و سومالى آن را پذیرفته اند (۱۹۹۷)، هر فرد را تا ۱۸ سالگى کودک مى شناسد.
در کانادا واژه «کودکان » در قوانین مربوط به برنامه هاى کودک، به افراد زیر ۱۲سال مربوط مى شود.
در استرالیا این واژه به افراد زیر ۱۴ سال اطلاق مى گردد و در ژاپن، برنامه هاى کودک براى افراد زیر ۱۵ سال ساخته مى شود. در هلند، فرانسه و بلژیک افراد زیر ۱۶ سال کودک شناخته مى شوند و در آلمان و انگلستان نیز، مرز کودکى و نوجوانى، سن ۱۸ است.» (یونسکو ، ۱۹۹۹ ، ص ۴۷۸)
امه دور در کتاب «تلویزیون و کودکان ـ رسانه اى خاص براى مخاطبانى خاص» در تعریف منظور خود از کلمه «کودک» مى نویسد: «دراین کتاب ، اغلب به کودکان، کودک یا کودکى به شکل عام اشاره شده و شامل دوران تولد تا پایان نوجوانى است، اما در صورت لزوم، ما میان نوزاد، کودکان سنین قبل از دبستان ، کودکان کلاس هاى پایین دبستان، کودکان کلاس هاى بالاتر دبستان، نوجوان دوره راهنمایى و نوجوانان سنین بالاتر ـ و یا هر پاره گروه و گروه فوق العاده این رده هاى سنى ـ تمایز قائل خواهیم شد. کودکان این گروه هاى سنى با همدیگر و با بزرگسالان از بسیارى جهات متفاوتند.»
با توجه به تعاریف اشاره شده از سن کودکى و سایر تعاریفى که دیگر صاحبنظران ارائه داده اند، هرچند تفاوت هاى جزیى در تعیین مرز کودکى و نوجوانى وجود دارد، با این همه به نظر مى رسد که بیشتر آنان در تعیین سن ۱۲ به عنوان مرز پایان کودکى و آغاز نوجوانى ، اشتراک نظر دارند.
برهمین اساس، نگارنده نیز، سن کودکى را تا ۱۲ سالگى در نظر مى گیرد اما با توجه به این که کودکان در سنین نوزادى و نوپایى، پاى تلویزیون نمى نشینند، مجبوریم دامنه سن کودکى را در ارتباط با بحث تلویزیون، از سنى در نظر بگیریم که به عقیده محققان ، کودکان از آن سن به تلویزیون علاقه نشان مى دهند و برنامه ها را مى بینند. همین موضوع، بهانه اى است تا به طرح سؤال بعدى این بخش بپردازیم که : «کودک دقیقاً از چه زمانى ، تلویزیون نگاه مى کند؟»
شروع و میزان استفاده کودک از تلویزیون
پیش از شروع این مبحث، باید پذیرفت که در حال حاضر بیشتر کودکان، از بدو تولد و رشد در محیط خانواده، در معرض تلویزیون و برنامه هاى آن قرار مى گیرند. «نات راتستاین» در مقاله اى با عنوان «برو تلویزیون تماشا کن! شکل و شیوه نگاه کودکان به تلویزیون »، این رسانه را «دایه الکترونیک» بسیارى از کودکان مى داند و مى گوید هنگامى که والدین، وقت نگهدارى از کودک را ندارند، از تلویزیون به عنوان نگهدارنده کودک استفاده مى کنند. او اضافه مى کند: «تلویزیون حتى بر بچه هاى کوچکتر از دو سال اثر مى گذارد. دکتر «دان اندرسن » روانشناس دانشگاه ماساچوست مى گوید: وقتى با پدر و مادر کودک هشت ماهه اى صحبت مى کردم، دریافتم که کودک آنها روزى ۶ساعت در معرض تصاویر و صداى تلویزیون است و اگر تلویزیون را خاموش کنند، صداى گریه اش بلند مى شود.»
هولن بک و اسلابى (۱۹۸۲) نیز اعلام کردند که کودکان ۶ماهه، روزانه حدود یک ساعت و نیم از وقت خود را به تماشاى تلویزیون مى گذرانند.
هر چند گزارش هایى از این دست، کم نیست اما باید گفت که نوزادان در این سنین، به طور ثابت تلویزیون نگاه نمى کنند و حتى از تماشاى آن نیز لذت آگاهانه نمى برند.
«مارسل و وایجز» و «تام ون در وورت» در مقاله اى با عنوان «آموزش تلویزیون: اثرات مطالعه آموزش انتقادى»، با استناد به گزارش «مورى و کیپکس» (۱۹۸۱) اعلام کرده اند که کودکان اروپایى از ۳ سالگى به بالا، همه روزه یک ساعت و نیم تا دو ساعت به تماشاى تلویزیون مى نشینند.
در مقاله «تلویزیون و افزایش شناخت»، از سایت اینترنتى museum.tv ۲۰۰۳ در زمینه ارتباط سن کودک و نوع توجه او به تلویزیون، آمده است: «توجه به تلویزیون تا پیش از ۲سالگى، به طور پراکنده صورت مى گیرد. در ۲۴ و ۳۰ ماهگى ، یک تغییر اساسى در میزان توجه و الگوى توجه اتفاق مى افتد. توجه بصرى در سال هاى پیش از دبستان، افزایش مى یابد اما اغلب در ۸سالگى ، توجه بصرى به این وسیله کاهش مى یابد، احتمالاً به این دلیل که رمزگشایى تلویزیون، دیگر عادى شده است و الگوى توجه، شروع مى کند به شبیه شدن به الگوى توجه بزرگسالان.»
ویلبرشرام ، جک لایل و ادوین پارکر(۱۹۶۰) نیز که تحقیقات آنها با وجود گذشت چندین دهه، هنوز یکى از منابع اصلى تحقیق در زمینه کودک و تلویزیون تلقى مى شود، در تحقیق خود آورده اند: «نخستین تجربه مستقیم کودک با تلویزیون، عموماً از ۲سالگى شروع مى شود. در آغاز ، احتمالاً کودک به دیدن برنامه اى مى پردازد که شخص دیگرى آن را انتخاب کرده است اما طولى نمى کشد که کودک، خود شروع به کشف جهان تلویزیون مى کند و به سلیقه هاى خاص خود شکل مى دهد.
در سه سالگى ، کودک مى تواند براى دیدن برنامه مورد علاقه خود، فریاد بکشد. احتمالاً این برنامه ها، برنامه هاى کودک هستند. قهرمان این برنامه ها، معمولاً حیوانات و شخصیت هاى نقاشى متحرک هستند که سهم عمده اى از همه آنها را خیال پردازى و عملیات مختلف تشکیل مى دهد.
در ۳ سالگى یک کودک معمولى تعدادى از برنامه هاى کودک را تماشا مى کند و به زودى به فیلم هایى نظیر وسترن و برنامه هاى تفریحى شبیه به آن علاقه مند مى شود.
در ۶ سالگى کودک معمولاً با تمامى رسانه هاى سمعى و بصرى آشنا شده، تمایل بیشترى به برنامه هاى تلویزیونى نشان مى دهد.»
برى گونتر و جیل مک آلر (۱۹۴۴) نیز معتقدند، گزارش هاى والدین درباره تماشاى تلویزیون توسط کودکانشان ، نشان مى دهد که تماشاى مداوم تلویزیون در کودکان، بین سنین ۲ و ۳ شروع مى شود.
برایند نظرات محققان و پژوهشگران حاکى از آن است که همگى آنها از تسلط تلویزیون به کودک، شگفت زده اند. شرام و همکارانش مى گویند: « تسلط تلویزیون در ده سال اول عمر کودک شگفت آور است. در منطقه کوهستانى راکى ، جایى که تلویزیون بیشترین قدمت را از نظر استفاده دارد، میانگین سنى که کودکان در آن سن استفاده از تلویزیون را شروع مى کنند، دوسال و هشت ماه است و این بدان معنى است که نیمى از کودکان دوسال و ده ماهه، استفاده از تلویزیون را شروع کرده اند. در سانفرانسیسکو، شهرى که ما تلاش هاى ویژه اى را براى تمییز میان استفاده از روى کنجکاوى و استفاده مرتب از رسانه ها به عمل آوردیم، دریافتیم که ۳۷درصد کودکان در ۳ سالگى ، ۶۶ درصد در ۴ سالگى ، بیش از ۸۰درصد در ۵ سالگى (سن کودکستان) و بیش از ۹۰درصد در ۶ سالگى ـ یعنى هنگامى که در سال اول تحصیلات ابتدایى هستند ـ از تلویزیون کم و بیش به طور مرتب استفاده مى کنند.
وقتى که این اطلاعات را با چگونگى استفاده کودکان از سایر رسانه ها مقایسه مى کنیم، درمى یابیم که هیبت تلویزیون بسیار زیاد است.»
به نظر مى رسد تلویزیون تنها رسانه اى است که هر روز مورد استفاده کودکان قرار مى گیرد. براساس یافته هاى شرام و همکاران در ۱۰سالگى ، سه چهارم همه کودکان در هر روزى که تصور کنیم ، بیننده تلویزیون هستند واین میزان دوبرابر میزان استفاده از هر رسانه دیگرى در آن سن است (همان منبع، ص ۴۵).
آمارهاى پراکنده و متفاوتى در زمینه تلویزیون و کودکان وجود دارد که بسیارى از آنها، به دهه هاى پیش مربوط مى شوند و شاید نتوانند منابع قابل استنادى باشند. در مقاله اى با عنوان «اثرات اجتماعى تلویزیون ـ تلویزیون و کودکان » (۲۰۰۳) ، تازه ترین آمار دراین مورد (درجامعه آمریکا) آمده است:
« ـ ۸۱درصد کودکان ۲تا ۷ ساله ، تلویزیون را به تنهایى و بدون نظارت بزرگترها تماشا مى کنند.
ـ ۷۰درصد مراکز روزانه نگهدارى کودکان، هر روز از تلویزیون استفاده مى کنند.
ـ ۵۴درصد کودکان ۴تا ۶ سال وقتى از آنها سؤال شد که بین تماشاى تلویزیون و بودن با پدر، یکى را انتخاب کنند، گفتند که ترجیح مى دهند تلویزیون تماشا کنند.
ـ این مسأله نشان داده شده که کودکانى که بیش از ۱۰ ساعت در هفته، تلویزیون مى بینند، از اثرات منفى تحصیلى رنج مى برند.
ـ متوسط کودکان آمریکایى ۲تا ۱۱ سال، هفته اى ۲۰ساعت تلویزیون تماشا مى کنند.»
دلایل استفاده کودکان از تلویزیون
کودکان علاقه زیادى به تلویزیون دارند. به نظر مى رسد این که کودکان هنگام دیدن برنامه هاى مورد علاقه خود کمترین فاصله را با تلویزیون مى گیرند که از علاقه وافر آنها به تلویزیون ناشى مى شود.
احتمالاً نخستین دلیل علاقه کودکان به تلویزیون، لذت خاصى است که از سرگرم شدن بدون احساس مسئولیت، به آنها دست مى دهد. تلویزیون دنیایى است که هر چند بزرگترها در آفرینش آن، نقش اول را دارند، اما هیچ جنبه اى از توبیخ و مؤاخذه در آن نیست. کودکان به راحتى و با آسودگى خیال، با شخصیت هاى محبوب ارتباط ذهنى و عاطفى برقرار مى کنند، در دنیاى خیالى آنها زندگى مى کنند و هرگونه که بخواهند و آرزو داشته باشند، از جانب آنها عکس العمل دریافت مى کنند. این لذت سرگرم شدن مى تواند نخستین دلیل علاقه کودکان به تلویزیون باشد.
شرام و همکاران، در توضیح علل علاقه مندى کودکان به تلویزیون، علاوه بر لذت جویى، به موضوع دریافت اطلاعات عمومى از طرف کودکان اشاره مى کنند و بهره اجتماعى حاصل از تلویزیون را سومین عامل جذابیت این وسیله مى دانند که به این وسیله، کودکان در نتیجه صحبت کردن با یکدیگر در زمینه برنامه هاى مختلف، به نوعى با دنیاى اجتماعى اطراف خود نیز ارتباط برقرار مى کنند. (شرام و همکاران، ،۱۳۷۷ ص۴۰) کودکان معروف اند به این که مرز میان واقعیت و رؤیا را به هم مى ریزند. در واقع کودکان چنان درگیر جریان ها و اتفاقات روى صفحه تلویزیون مى شوند که آنها را به زندگى واقعى منتقل مى کنند. مطالعات صورت گرفته نشان مى دهد کودکان به دلیل برخوردارى از نیروى تخیل قوى، تلویزیون را وسیله اى براى بسط تخیلى زندگى رؤیایى درون خود تبدیل مى کنند.
به طور خلاصه، شرام، پارکر و لایل، علل اصلى: لذت طلبى، کسب اطلاع و استفاده اجتماعى را به عنوان دلایل تماشاى تلویزیون توسط کودکان ذکر کرده اند. به گفته آنان، دلایل دیگر همچون سرگرمى، فرورفتن در جهان تخیل و رؤیا، هم ذات پندارى با افراد جالب و جذاب، فراموش کردن مشکلات زندگى واقعى، فرار از کسالت کارهاى یکنواخت و روزمره و دلایل مشابه، از دیگر عللى است که به انگیزه لذت طلبى مربوط مى شود.
تحقیق در مورد چگونگى و دلایل استفاده کودکان از تلویزیون، از دهه ۱۹۶۰ آغاز شده است. مسلماً در زمینه کودک و تلویزیون، تحقیقات زیادى صورت گرفته که بیان همگى آنها، خارج از موضوع این پایان نامه است. اما تاریخچه جامعى از بررسى هاى انجام شده در زمینه کودک و تلویزیون، در کتاب «شناخت مخاطب تلویزیون، با رویکرد استفاده و رضامندى» آمده که مى تواند مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.
ادامه دارد .
- گشت و گذار در شهرستان لنجان (۲)
گشت و گذار در شهرستان لنجان (۲) وجه تسمیه و قدمت در مورد وجه تسمیه نام قدیمی زرین شهر ( ریز ) روایات مختلفی وجود دارد که هیچ یک از مقبولیت کافی برخودار نیستند به هر حال آنگونه که از آثار موجود مستفاد می گردد قدمت این شهر به قرن پنجم و حضور اسماعیلیان در [...] ... - مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر(۶)
مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر(۶) گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یکدیگر و برای معرفی گروهی از مردم کوچندهٔ شبانکارهٔ چادرنشین به کار میبردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم [...] ... - نگاهی به فیلمنامه « تاکسی نارنجی»
نگاهی به فیلمنامه « تاکسی نارنجی» نویسنده:امیررضا نوری پرتو خلاصه داستان: سیمین زمانی زنی مطلقه است که به همراه پدرش و دختر و پسر خردسالش به جزیره کیش می آید که برای مدتی از مزاحمت های همسرش دور باشد. سیمین که نمی تواند کاری درست و حسابی برای خود دست و پا کند، ناگزیر [...] ... - خلاقیت / خلافت انسان در فلسفه و عرفان اسلامی
خلاقیت / خلافت انسان در فلسفه و عرفان اسلامی نویسنده:سید محمد خامنه ای خلاقیت را در یک تقسیم کلی میتوان به دو معنی بخش کرد: اول آنچه که در روانشناسی مطرح میشود و بمعنای «نوآوری» و نواندیشی است.دوم معنایی که جنبة فلسفی بیشتری دارد و در فلسفة اسلامی همواره [...] ... - سینمای معناگرا
سینمای معناگرا نویسنده: محمدمهدی موسوی تاریخچه سینمای معناگرا اصطلاح سینمای معناگرا تقریباً از سالهای۸۲ و۸۳ در حوزه معاونت سینمای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مطرح و بتدریج یکی از بحثبرانگیزترین مسایل هنری و فرهنگی – چه در میان جامعه سینماگران و چه مسؤولان و متولیان فرهنگ و هنر کشور- شد. عدهای در این [...] ... - شما چه فیلمی را برای دیدن انتخاب می کنید؟
شما چه فیلمی را برای دیدن انتخاب می کنید؟ اگر دیدن فیلم برای شما تنها جنبه سرگرمی دارد پس باید معیارهایی مناسب برای اتخاب فیلم برای خود دست و پا کنید تا وقتی که می گذارید ، دراین وانفسای « ارزش زمان » و« وقت طلا ست » به هدر نرود و [...] ... - هایدگر، انسانگرایی و تخریبِ تاریخ (قسمت دوم)
هایدگر، انسانگرایی و تخریبِ تاریخ (قسمت دوم) نویسنده: گایل سوفر صفات ممیز رومیها به اجمال عبارت است از: ۱) انسانمداری و نسبت دادن هستی به فاعلیت ذهن انسان؛ ۲) تفکّرعلّی و تابع قرار دادن طبیعت از طریق فناوری؛ ۳) امپراتوریطلبی؛ ۴) انسانگرایی؛ ۵) بیریشگی.[۳۲] بدین ترتیب ادعا میشود که لاتینیت ریشه [...] ... - تلازم آزادی فردی و توسعه اقتصادی
تلازم آزادی فردی و توسعه اقتصادی نویسنده:سیدحسین امامیمنبع:روزنامه جام جم* شماره ۲۱۵۱ مفهوم توسعه از نیمه دوم قرن بیستم در جهان متداول شده است. بتدریج توسعه ، ارزشی جهانشمول پیدا کرد و گذار از جامعه سنتی به جامعه نوین یکی از مباحث مهم در علوم اجتماعی شد. برای رسیدن به هدف [...] ... - بنین
بنین نویسنده: ساره امین بعدازظهرهای تابستون با سهراب می رفتیم فیلم برداری. به اصطلاح خودمون فیلم مستند می ساختیم.البته بیشترش وقت گذرونی و تفریح بود تا یه فیلم درست و حسابی. دوربین مال من بود. ارثیه بابای خدا بیامرزم که تقسیم شد. نشست و مدام در گوشم از دوربین حرف [...] ... - شواهد اصالت وجود
شواهد اصالت وجود نویسنده: غلامحسین ابراهیمی دینانی درباره حقیقت هستى سخن از حد و رسم منطقى نمىتوان به میان آورد ولى گزاف نیست اگر گفته شود حقیقت هستى جز عینیت و تحقق چیز دیگرى نیست و اگر چنین است چگونه مىتوان گفتحقیقت هستى عینیت و تحقق ندارد؟ معنى تحقق [...] ...
مبانی تفکر جدید و روح علوم انسانی (۴).ناتوی فرهنگی.خلیج فارس و جاذبه های گردشگری(۱).جامعهشناسی تاریخی(۱).اینترنت و هویت اسلامی.داستان نویسان در سینما.۵ تکنیک برای غلبه بر تعهد گریزی و ایجاد ارتباط دائمی.پروژه الجابرى در نقد تفکر عربى معاصر.آسیبشناسی فرهنگی جامعهی ما(۱).درگذشت سهراب سپهری.
مقالات آموزش open gl قسمت نهم , مقالات نقش تلویزیون , تحقیق تلویزیون , مقالات سینماو تلویزیون , مقالات تأثیرات تلویزیون , تحقیق تلویزیون رنگی , تحقیق درباره تلویزیون , تحقیق درباره تلویزیون , مقالات نقش برنامه های تلویزیون برکودکان , موضوع تحقیق تاریخچه تلویزیون ,
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 16:21 توسط احسان شریعتی نجف آبادی
|